خليش بكسر خا و لام،مرادف خلاب يعنى گلى،كه پاى از ان بدشوارى بيرون آيد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص603) 
به فتح اول و ثانى به تحتانى رسيده و به شين نقطهدار زده گل و لاى درهم آميخته چسبنده را گويند كه پاى از آنجا به دشوارى جدا شود و به معنى شور و آشوب و مشغله هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص348) 
كل و لاى درهم آميخته چسبنده مرقوم شد و خليس بسين معجمه چيزى بهم آميخته را كويند مثل لعل و مرواريد و ميوۀ تر و خشك و كياه خشك و تر و كندم و جو و ماش و برنج و مردم دو موى را نيز كويند كه موهاى محاسنش بعضى سياه و بعضى سفيد شود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص350) 
- [بكسر خاء و لام و سكون ياء] خلاب تيره كه پاى از آن بدشوارى توان كشيد. كذا فى الادات . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص445) 
(اسم) گل و لاى درهمآميختۀ چسبنده كه پاى به دشوار از آن جدا شود. گل گنديده. لجن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1158) 
[اسم] [فارسی] گل و لاى در هم آميختۀ چسبنده كه پاى بدشوارى از آن جدا شود. و شور و آشوب و مشغله. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1398) 
نيز خلاب را گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص27) 